بوی غم می آید درنبود مهتاب درشبستان سیاه تردید
زوزه گرگ طنین انداز است درزمیـــــــن ذهنـــــــــم
یازده مه کشتیم آسمان رزق زما برچیده
روزگارمارا برد به کویر لعنت سوی بیداد زمان روی خط نفرت
یازده مه کشتیم ماه آخرزنده است عطر احساس عدالت زنده است.
نگاشته شد به تاریخ۱/۲/۱۳۸۵
m.t.p